لسان الملك سپهر

52

ناسخ التواريخ ( زندگانى پيامبر ) ( فارسي )

خواب رميده است دانست رنجى به او رسيده است ، سؤال كرد كه تو را چه پيش آمده كه بدين غلق افتاده‌اى ؟ عامر گفت : ترا نرسد كه در آن كار كه من فرومانده‌ام سخن كنى . سخيل در اين معنى ابرام نمود تا عامر حديث خويش را بگفت . سخيل در جواب عرض كرد : اين كارى صعب نيست حكم كن تا او را بول كردن فرمايند ، اگر چون زنان بول كند حكم زنان با او روا دار ، و اگر نه مرد خواهد بود . عامر اين سخن را پسنديده داشت و سخيل را تحسين فرمود و صبحگاه در ميان جماعت بدان گونه حكومت كرد . بالجمله جماعت صوفه در مكّه بزرگوار بودند تا روزگار قصىّ پيش آمد . و ديگر از بزرگان مكّه در زمان قصىّ ، حليل بن حبشيّة « 1 » بن سلول بن عمرو بن حارثة بن عامر بن خزاعه « 2 » بود و سبب استيلاى او چنان افتاد كه عمرو بن الحارث بن مضاض الاصغر الجرهمى كه در اين وقت رئيس جرهميان بود حكومت مكّه داشت و اين جز مضاض اكبر است كه از پيش گذشت . مع القصه در عهد او جرهميان تصرّفات نالايق در مكّه نمودند و طريق طغيان پيش گرفتند و بدان زر و سيم كه قبايل نذر كرده به مكّه مىفرستادند مداخلت مىنمودند . لاجرم بنو غبشان كه در حوالى مكّه سكون داشتند بر ايشان بشوريدند و حليل بن حبشيّه از قبيلهء خزاعه لشكرى كرده به كنار مكّه آمد و با جرهميان جنگ در انداخت . عمرو بن الحارث لشكر برآورده با او سخت بكوشيد و عاقبة الامر شكسته شد و ناچار عمرو و جرهميان از در زارى و ضراعت بيرون شده امان طلبيدند . حليل بن حبشيّه كه رئيس خزاعه بود ايشان را امان داد به شرط آنكه ديگر در مكّه اقامت نجويند و كوچ داده به هر جا كه خواهند بروند . لاجرم عمرو بن الحارث تصميم عزم داد كه از مكّه بيرون شود و آن چند روز كه مهلت داشت و كار سفر راست مىكرد از غايت خشم حجر الاسود را از ركن انتزاع نمود و دو آهو بره كه اسفنديار بن گشتاسب از زر كرده به رسم هديه به مكّه فرستاده بود ، با چند زره و

--> ( 1 ) . متن : جليل بن حبسيه ، در هامش چاپ سنگى آمده : با حاى مهمله و سين مهمله بر وزن وحشيه و به جاى سين مهمله شين معجمه نيز گفته‌اند . ( 2 ) . سيرت رسول اللّه : حليل بن حبشيّة بن سلول بن كعب بن عمرو الخزاعى . ( 1 / 118 ) .